تبليغاتX
ایران پارس
 
 

 

ترك اول        ترك دوم        ترك سوم

 ترك چهارم       ترك پنجم       ترك ششم

ترك هفتم       ترك هشتم       ترك نهم

ترك دهم       ترك يازدهم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/24ساعت 20:51  توسط سعید اسپیتامه | 
 

عليرضا قرباني

  اجراي عليرضا قرباني همراه با اركستر ملي در اختتاميه هفته ميراث فرهنگي سال ۱۳۸۳

  اجراي عليرضا قرباني همراه با تكنوازي تار صهبا مطلبي در اركستر ملي

 اجراي مرغ سحر در جشنواره موسيقي فجر همراه با اركستر ملي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/24ساعت 13:50  توسط سعید اسپیتامه | 
مراسم نکوداشت "پرویز مشکاتیان " نوازنده سنتور و گرامیداشت یاد وخاطره ایرج بسطامی- خواننده از دست رفته در زلزله بم- با حضور اهالی هنر در تالار اندیشه برگزار شد."

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 14:7  توسط سعید اسپیتامه | 

شش تصنيف قديمي

امير حسين پور جوادي:سه تار

مهرداد اعرابي فرد: تنبك

سعيد كامجو:كمانچه

خسرو انصاري:آواز

 

 1) تصنيف اول

  2) تصنيف دوم

  3) تصنيف سوم

 4) تصنيف چهارم

 5) تصنيف پنجم

 6) تصنيف ششم

نكته: اين همون آلبوميه كه مهران مديري اين روزا در مجموعه "باغ مظفر" قسمت هاييش رو استفاده كرده

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 13:22  توسط سعید اسپیتامه | 

استاد محمدرضا شجریان به همراه گروه ، روز شنبه 23 دی ماه در سالن شماره یک یونسکو در فرانسه به اجرای برنامه می پردازد.

به گزارش خبرنگارمهراز فرانسه ، دراین برنامه که در روز13 ژانویه ساعت 19:30 برگزار می شود ،همایون شجریان ،استاد مجید درخشانی ،استاد سعید فرجپوری و محمد فیروزی ،استاد شجریان را همراهی می کنند.

بخش اول این برنامه که به همت یک انجمن فرهنگی فرانسوی برگزار می شود، در ماهورو در بخش دوم در دستگاه سه گاه است که بنا برگفته فرجپوری در این دو بخش تصانیف قدیمی ،دو قطعه از فرجپوری و قطعاتی از درخشانی اجرا می شود.

وی در ادامه گفت : آثار جدیدی نیز در دست تمرین و اجرا داریم که همزمان با  آلبوم و برگزاری کنسرت در بهار آینده ارائه می شود.

دانلود گوشه اي از آلبوم "در خيال" به آهنگسازي استاد درخشاني و آواز يه يادماندني "استاد شجريان"

 


منبع " خبرگزاری مهر "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/20ساعت 13:21  توسط سعید اسپیتامه | 

اركستر ملي

دانلود اجراي اركستر ملي با صداي عليرضا قرباني در مراسم اختتاميه بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر

گروه خورشيد

دانلود اجراي كامل گروه خورشيد با صداي محمد معتمدي در  مراسم اختتاميه بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/19ساعت 12:35  توسط سعید اسپیتامه | 

خشك سيمي‌‌‌‌‌‌،خشك چوبي،خشك پوست                   از  كجــــــا مـي آيـــــد ايــن آواي دوســــت

نميدانم از كجاي كلام آغاز كنم چگونه مي توان فرياد حميت را از لابه لاي غشاي طرد شده ي زخمه هاي وجودبه وسعت حريم كيهان رسانيد و مددي هرچندناآشنا در ديدگان رهگذري آشنا يافت.نميدانم ساقي گمشده است يا ساقي نامه. شايد ساقي درآبزن آلام فرومايگان پنهان شده تا از چشم مهتران دور باشد وتشعشعات گيتي فروز خود را بر امارت گلي حلاج صفتان باز تابد.آنان كه در گندابه هاي لجاج سيرت خود غوطه ورشده وبه نام عشق هنررا به يدك مي كشند كجايند تا حتي يك با ر اين واژه مقدس را كه سرچشمه جمال خطير رب است در لابه لاي انگشتان پينه بسته ي فرا شان ودر درجه هاي عينك نويسندگان ودر قلموهاي شرحه شده ي نقاشان ودرساز هاي شكسته ي نوازندگان واقعي ببينند.براستي چرا كسي وانگوك را در عصر خود نشناخت ووي همچنان كه در اوج هنر بود بي هنر شد،نظيرهزاران هزار اسطوره ي هنر ايران كه دركوچه هاي تنگ و تاريك وزير زمين هاي نمور چشم انتظار پايان زندگي هستندتا به استقبال مرگ بروند.آيا به حقيقت موسيقي را مي توان درافكت استوديوهاي ديجيتالي يافت.آيا لذت نواي زيباي سازارزشمند گيتار رادر ريتم هاي پر از خالي نوازندگان به  ظاهر چيره دست ميتوان يافت؟


زبان من دروصف دنائت هنرموسيقي امروزقاصراست.چقدرسخت است كه طلايه داران دل، قدح مي ملك جهان را كه با هرغمزه ي مستانه ي خودحكيمان هنر را به رندان خرابه نشين مبدل مي سازد كنار گذاشته وبراي گذران زندگي پا در وادي هجو گويان  هنر قرار داده  و به جاي چهارپاره،پاره پاره ارائه دهند.گاهي اوقات می انديشم كه شايد اين خواست اوست كه بربط زنان پاك باز را كه مست نفحات ليلي شده اندمعتكف ساخته تا قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري.اماتاكي اين مرواريد گران بها در درون صدف فرو دستي مغلول باشد.چه هنگام اين پتانسيل فوران ميكند و اين مين ضامن كشيده كه سالهاي درازي است منتظر انفجاراست مي تركد.


تصور ميكنم در آن زمان كه نواي الهي مضراب ايراني كه گوشه هايش،گوشه هاي آتش درون سينه هاست مهلت بيابد براي فوران،نه تنها هجو پروران بومي عزم بر ترك هجو كرده بلكه آواي اساطيري اي مرز وبوم پاي قدر نوازان گستره ي هستي راخواهد لرزاندوحتي اغراق نيست اگر بگوييم موبدان آتش پرست وبودائيان گاو پرست درفش عفاف بر مرام خود فرو ميكنند زيرادرلحظه لحظه ي موسيقي ايران ميتوان بوي خدا را استشمام كرد.اماچه حيف كه ديگر گوش جماعت براثر فقدان آن حتي با اندك آثارش هم قهر كرده همان آثاري كه روزگاري نقل ونبات خانه ها بوده.چقدردلم مي خواهدكتابي فراهم آورم كه هر برگ از آن روايتي باشدكه مرثيه وارانه شرح حال سنايي ها مولوي ها وحافظ هاي معاصررا بيان كند.واطمينان دارم اين كتاب بند ترحم انسان را پاره كرده وخدايان نخوت را به مويه وادار ميسازد.


(حال كمي هم از وضع جامعه ي موسيقي بگويم ) همين كه يك ارزش به درجات عالي كمال ميرسد وقصد ارائه ي آثاري با مضامين عرفان و عشق ورندي دارد يك ضدارزش باچك هاي سفيد امضا شده ويك خواننده ي بزك شده اورا لگد مال مي سازد و به جاي اينكه روز به روز براي گسترش فرهنگ وهنر به تاراج رفته ي ما تلاش شود براي پخش آخرين ورژن طرب و غنا و هجو و هزل تلاش ميشود. حال خودتان قضاوت كنيد فرق بين آلبومي كه چندين سال براي آن تلاش مي شود و آلبومي كه يك شبه آهنگ آن ساخته مي شود وهمان شب ضبط مي شود وفرداي آن روز روانه ي بازار مي شود چيست؟ خدامي داند تا چندي بعد چه به روز موسيقي ايران كه از دير بازمريدان زيادي داشته خواهد آمد.شايد ديگر در كاست ها صداي انسان شنيده نشود وديگر مرداني ازبم و اصفهان و شيراز نباشند كه با صداي ملكوتي وروحاني خود زمين و آسمان را مست ديدار معشوق كنند.درآن زمان ديگربسطامي ها را حتي از لابه لاي سنگ و خار و خاشاك هم نميتوان بيرون كشيد چون ديگر ايرجي وجود نخواهد داشت اگرهم وجود داشته باشد با وجود هزاران طنز نواز و طنز خوان ديده نخواهد شد.قطعاتي كه روز به روز همانند علف هاي هرز مي  رويندكه حتي ارزش خنديدن هم ندارند آنقدر زياد شده است كه اگر يك اثر دل نواز وجود داشته باشدبايد خود را به سختي از اين مرداب بيرون بكشد ودرروح جماعت جوياي ارزش ضبط سازد.سازهايي كه براي تكنوازان عالم معنا ساخته مشود در دست پر از كمبود كاخ نشينان قرار  گرفته است.آثاري كه پشت آن سالها تفكر وشب زنده داري است بايد در  بدترين شرايط محيطي ضبط شوند وبر عكس آثاري كه تنها چيزي كه در آنها  يا فت نمي شود موسيقي است دربهترين استوديو ها.تازه مردان موسيقي خيلي شانس بياورند كه درتهران باشند والا خدا نكند درشهرستان  هاباشندكه حتي همان يك اثر را هم نمي توانند ارائه دهند مگر آنكه خداي  ناكرده زلزله اي بيايدوجماعت متوجه حنجره اي زيرتراز سوپرانو شوند.ارزش  واعتبار هنر مو سيقي آنقدر پايين آمده است كه شاهد مسخره كردن آن  درطنزهاي شبانه هستيم من نمي دانم سردمداران اين حقيقت انكارناپذير  هستي سرگرم  چه هستند كه مي گذارند براي اين هنر فكايي ساخته  شود.آمارنشان  ميدهد كه روز به روز بر تعداد غربي ها يي كه به سنت ما  روي مي آورند  افزوده مي شود آنوقت به جاي اينكه ما از هنري كه در خون  ماست  پاسداري كنيم بيگانه از آن محافظت مي كند.شايد براستي شور  وماهور  وبيات اصفهان بايد در مكزيك واسپانيا تكامل يابدوراك وجز  وبلوزدرايران كه اگر  باز هم راك خود راك باشدبسيارزيباست اما چه حيف كه  راك كاور گيتار است و جز و بلوز مقواي درون آن.دعا مي كنم براي آنكه روزي  را نبينم كه سياه  پوستان وتگزاسيان وگاوبازان سه تارو سنتورو كمانچه  آموزش دهند.اميد  است سران هنر،هنرها را كشف كرده ودرتكامل آنها براي  نسل هاي بعد بكوشند.

در كوچه هاي سردوتاريك شهرمن،هزاران صداي خوش زنده باهزاران گام  خسته وبرهنه ميگذرد ودرآنجاصدايي  منتظراست.خاطره هابه خواب رفته  اند،ومن پشت پنجره ي بسته به انتظارنشسته ام.بايدهمچون باد گذشت

وچون ستاره مرد،بايد فريادكردوخالي شد،انتهاي راه است.

 برگرفته از یک وبلاگ قدیمی موسیقی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/16ساعت 15:9  توسط سعید اسپیتامه | 

رديف

نام آهنگ

خواننده

حجم

فرمت

 

 

 

 

 

01

شد خزان

جواد بديع زاده

748Kb

rar

02

آتش دل

جلال تاج اصفهاني

741Kb

rar

03

زهره

داريوش رفيعي

1Mb

rar

04

الهه ناز

استاد بنان

975Kb

rar

05

سرگشته

حسين قوامي

749Kb

rar

06

نمي دوني

عبدالعلي وزيري

0.98Mb

rar

07

زندگي

عبداوهاب شهيدي

1.10Mb

rar

08

مرغ شباهنگ

محمودي خوانساري

0.98Mb

rar

09

شبگرد

كوروس سرهنگ زاده

629Kb

rar

10

مرغ سحر

استاد شجريان

575Kb

rar

11

چشم به راه

امين الله رشيدي

614Kb

rar

12

بت چين

استاد شجريان

965Kb

rar

13

اشك من

اكبر گلپايگاني

737Kb

rar

14

شمع و گل و پروانه

ايرج

702Kb

rar

15

عاشق شدن فايده نداره

كوروس سرهنگ زاده

657Kb

rar

16

شباهنگ

هوشمند عقيلي

547Kb

rar

17

كاروان

شهرام ناظري

691Kb

rar

18

خداكنه خوابم نبره

مرضيه

557Kb

rar

19

رفتم

هايده

707Kb

rar

20

كعبه دل ها

الهه

873Kb

rar

21

رعنا

ملوك ضرابي

359Kb

rar

22

سپيده

امين الله رشيدي

507Kb

rar

23

هستي

استد بنان

870Kb

rar

24

شب انتظار

داريوش رفيعي

450Kb

rar

25

ميناي شكسته

مرضيه

867Kb

rar

26

بوي جوي موليان

مرضيه و بنان

704Kb

rar

27

عزيزم بنشين كنارم

سيما بينا

813Kb

rar

28

امشب شب مهتابه

سيما مافيها

923Kb

rar

29

بسوزان

سيما غائم

886Kb

rar

30

مرا ببوس

حسن گل نراقي

743Kb

rar

31

آرزوها

استاد محمد نوري

599Kb

rar

32

سنگ قبر آرزو

آرتوش

513Kb

rar

33

از تو تنها شدم

سيمين عائم

422Kb

rar

34

باباكرم

حسين همدانيان

358Kb

rar

35

تا بهار دلنشين

استاد بنان

1.4Mb

wma

36

اي ايران

استاد بنان

1.4Mb

MP3

37

يار دبستاني من

جمشيد جم

 

 

38

گل پونه ها

ايرج بسطامي

1.4Mb

wma

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/16ساعت 14:2  توسط سعید اسپیتامه | 

گروه موسيقي دستگاهي خورشيد به آهنگسازي و سرپرستي " مجيد درخشاني " در ششمين شب از بيست و دومين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر/پنجشنبه شب/ در تئاتر شهر تهران به اجراي برنامه پرداخت.

عکس از آرشیو


"خورشيد" نخستين گروه ازگروه‌هاي جوان شركت‌كننده در اين جشنواره موسيقي فجر بود كه به خوانندگي " محمد معتمدي " قطعاتي را در دستگاه شور،نوا و چهارگاه به‌اجرا گذاشت. استقبال فوق‌العاده علاقه‌مندان به موسيقي به ويژه قشرجوان از اجراي اين گروه قابل توجه بود اما نبايد فراموش كرد كه تجربه و تبحر نوازندگان سازهاي كوبه‌اي اين گروه در حد سازهاي ملوديك نبود و " احسان عبدي پور" نيز به عنوان نوازنده سرنا با گروه خورشيد همكاري داشت. بايد گفت كه به خاطر كمي وقت كه سه‌شنبه‌شب نيز باعث بروز مشكلات و تنش بين " محسن نفر" سرپرست گروه غوغا و"بهزاد فراهاني" كارگردان تئاتر دنياي ديوانه ديوانه ديوانه شده بود به شكلي ديگر گريبان گروه خورشيد را هم گرفت و باعث شد يك قسمت از برنامه /بيات ترك/ از فهرست برنامه‌ها حذف شود. درواقع بايد گفت كه مخاطبان علاقه مندان به موسيقي دستگاهي از شنيدن بخشي از برنامه محروم شدند. گروه خورشيد امشب / جمعه / ساعت ‪ ۱۹‬درتالار شهيد آويني فرهنگ سراي بهمن تهران اجرا خواهد داشت . بيست ودومين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجرازنهم دي ماه جاري آغازشد و هجدهم همين ماه به پايان خواهد رسيد



منبع : ايرنا
نقدگونه ای بر این خبر در پست بعد
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/15ساعت 22:0  توسط سعید اسپیتامه | 

راستش اين روز ها به خاطر اينكه داريم به امتحانات پايان ترم دانشگاه نزديك مي شيم، حتي كمتر مي رسم موسيقي گوش كنم چه برسه بخوام به جشنواره فكر كنم.

 

بدست آوردن برنامه ي كامل جشنواره هم كه واقعا كار سختيه چون واقعا يك رسانه ي درست حسابي براي اطلاع رساني وجود نداره

 

خيلي اتفاقي توي يه وبلاگ برنامه رو ديدم، ميون برنامه ها چند مورد نظرم رو جلب كرد: برنامه اركستر ملي كه خوب فقط يك بار اجرا مي شد و خوب گذشته بود، برنامه گروه ايراني كه يه ماه پيش كنسرتش رو رفته بودم و برنامه ي گروه خورشيد به سرپرستي آهنگساز محبوبم استاد درخشاني

چون كنسرت قبليش رو هم از دست داده بودم ديگه نتونستم از اين يكي بگذرم زود آماده شدم رفتم دم تئاتر شهر و خيلي راحت بليط گرفتم

فردا شب همراه يكي از دوستام كه نوازنده ي ماهر ويولن ايرانيه رفتيم تئاتر شهر، برنامه راس ساعت مقرر شروع شد و گروه با نظمي مثال زدني شروع به نواختن كرد. صداي خواننده ي جوان گروه "محمد معتمدي" رو خيلي پسنديدم و فكر مي كنم در آينده خيلي ازش بشنويم

قسمت اول برنامه در دستگاه هاي شور و نوا به شكلي خوبي برگزار شد، تنها مشكل رفت آمد هاي انتهاي سالن بود كه گاه و بي گاه سكوت رو مي شكست

با حدود 5 دقيقه استراحت كه معلوم بود اعضا از صحنه خارج نشدن و فقط كوك عوض كردن بخش دوم آغاز شد

با آغاز اين بخش رفت و آمد ها بيشتر به چشم مي خورد و عده اي كه معلوم بود هيچ ارتباطي با موسيقي ندارند،‌ بيسيم به دست در جاي جاي سالن به چشم مي خوردند

قسمت اول از بخش دوم در دستگاه بيات ترك اجرا شد و حضار آماده شنيدن قسمت بعد در دستگاه چهارگاه مي شدند كه استاد درخشاني پشت ميكروفن قرار گرفت و گفت به علت اينكه 30 دقيقه ديگه تئاتري قراره در اين سالن اجرا بشه، مسئولين اجازه ي اجراي قسمت بعد رو نمي دن

اين سخنان با اعتراض شديد مردم نسبت به مسئولين و تشويق بي امان گروه همراه بود كه با خواهش استاد درخشاني از مسئولين،‌ با اجراي تنها يك تصنيف موافقت شد.

در پايان اين تصنيف در حالي كه مردم همچنان خواستار ادامه ي برنامه بودند،‌ گروه با اصرار عده اي بي سيم به دست كه روي صحنه رفته بودند و در حال بستن پرده ها با دست بودند از صحنه خارج شدند و حسرت براي تماشاچياني ماند كه زنگ شتر رو نشنيدن

آيا واقعاً وقت اون نشده كه چند سالن مناسب مخصوص كنسرت داشته باشيم؟

آيا واقعاً وقت اون نشده كه مسئولان يك برنامه ريزي دقيق براي برگزاري چنين جشنواره هايي بكنند؟

آيا واقعاً وقت اون نشده كه مسئولان براي مخاطب ارزش قائل شده و به او احترام بگذارند؟

آيا واقعاً وقت اون نشده....

 

نويسنده: سعيد حيدري

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/15ساعت 0:2  توسط سعید اسپیتامه | 

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .

دکتر «فریدون جنیدی» :جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است
ميراث خبر، گروه فرهنگ، هستي پودفروش _ جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان، روز سه‌شنبه در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد. گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر براي بهار و فصل‌هاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان مي‌دهد كه گاه‌شماري ايرانيان همواره كامل‌ترين گاه‌شماري بوده است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.»

 

مير جلال الدين کزازي: كريسمس همان شب چله است

ميراث خبر، گروه فرهنگ، هستي پودفروش _ همايش «کاوشی در شب چله» روز سه شنبه در دانشكده داروسازي دانشگاه تهران برگزار شد. در اين همايش دكتر «ميرجلال الدين كزازي» استاد زبان و ادبيات فارسي، به نقش ايزدمهر در مراسم شب چله و تقليد مسيحيان از اين آيين در شب كريسمس اشاره كرد. از دكتر كزازي تاكنون بيش از 38 كتاب و 80 مقاله به چاپ رسيده است.
متن زیر برگرفته از سخنرانی دکتر کزازی در این همایش است:
«شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.
مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرشتي، بغان تيره اهورايي ستوده و تيره ديواني نكوهيده شود. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هني بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.»
ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.
Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره آيين مهرپرستي گفته است:‌ «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماري مرگ ماري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد.»

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

پیوند یلدا با میترائیسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید، یلدا زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی که در کیش میترائیسم پرستش می شد و این دین، یکی از تاثیر گذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت.
ریشه کلمه یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است.

تنوع برگزاری یلدا

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند. انواع و افسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
«جمشید کیومرثی» مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:« نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.»
بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند:« فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.»
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. «آلبرت کوچویی» رئیس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:« ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.»
وی در ادامه می افزاید:« آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.»

يلدا در روسیه

یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» مدیر سازمان اسناد ملی ایران درباره برگزاری یلدا در روسیه چنین روایت می کند:« این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان دهقاناان و روستائیان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستائیان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.»
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/01ساعت 0:50  توسط سعید اسپیتامه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ایران پارس وبلاگی برای شناخت هویت و فرهنگ ملی ایرانیان

لوگوي وبلاگ
 

نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
عمومی
فرهنگی
هنری
تاریخی
ستاره ای از کهکشان اندیشه زرتشت
تصانیف استاد شجریان
برگی از دفتر اخوان
از همایون...
صدای پای آب...
پیوندها
دل آواز
گلهای رنگارنگ
دختران شرقی
سرزمین پارسیان
تاریخ ایران
مهرآذر پارسی
وبلاگ موسیقی ملی ایران (دل آواز)
واژه اي در قفس
دانود موسيقي سنتي
وبلاگ استاد كيهان كلهر
ايران + هخامنشيان
ويلونيست ايراني
موسیقی


اي وطن - اجرا گروه خورشيد

با صداي محمد معتمدي

 

آرشيو دانلودها

بخش اول كنسرت استاد شجريان و گروه آوا

گريه بيد-استاد لطفي

مرغ سحر و اي ايران-اركستر ملي

ني شكسته - استاد شجريان

هميشه درميان - استاد لطفي

نغمه ي خوابگرد - گروه ضربانگ

فصل باران - گروه خورشيد

دوستت دارم و جواني/استاد شجريان

راز نو / استاد عليزاده

دل شيدا/ گروه اساتيد ملي

سه نوايي/ شهرام ميرجلالي

ساز دل/زنده ياد پرويز ياحقي

ماهي براي سال نو/اردوان كامكار

وطن من/ايرج بسطامي

تا بي كران دور دست/استاد  كلهر

چند اجرا از عليرضا قرباني

6 تصنيف قديمي/خسرو انصاري

اختتاميه جشنواره موسيقي فجر

 38 تصنيف ماندگار ايراني

آمار

دریغ است ایران که ویران شود

لوگوي دوستان
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???